![]() |
![]() |
|
| خدا را شکر که نام من همنام حسین است |
|
بنا هست بر سنت کردگار
جهانی بچرخد به روی مدار بگردش بچرخد نه از آن تو مشو خام بر قابض جان تو چو روزی به قدرت رسیدی مخواه که قادرتران گشته اند بی پناه چو بر آینه بنگری که منم به روزی بیاندیش تو کای صنم یکی گرز آتش برویت زنند یکی قلب سنگت ز جا برکنند به دنیا نمانده کسی ای جوان خوشا آنکه نامش شود جاودان ز سستی بدی و کژی حاصل است به جز حق همه حرفها باطل است روان نام آنکس به روی لسان که جاری شود مهر او بر زبان اگر بد بگفتم ببخشا نگار اگر راست گفتم نظر کن نثار ممنونم |
|
+ نگاشته شده در
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386گاه 12:7 توسط حسین |
|
|
اینجا در گلویم دادی نهفته است و در قهقرای آن غده رنج و مشقت فریاد می زند: وا غربتا وا غریبا
برای چه اش بماند ... فهمید آنکه باید می فهمید |
|
+ نگاشته شده در
دوشنبه بیستم اسفند 1386گاه 8:59 توسط حسین |
|
|
|
+ نگاشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386گاه 23:48 توسط حسین |
|
|
از این پس جبرییل صوت زیبای خویش را برای هیچ کس طنین انداز نمی کند.
دیگر راه وحی بسته شد.... غمی در دل نهفته تازه تازه دلم همچون زبانه می گدازه اگر فهمیده باشم راز این غم ز هر غم که بگویم پیشتازه رحلت فرستاده مهر رسول اکرم (ص) و امام عطوفتها صبرها و مظلومیتها امام حسن مجتبی (ع) بر پیشگاه مطهر آقا مهدی موعود (عج) و تمام شیعیان و رهروان عاشق تسلیت باد تسلیت باد تسلیت باد تسلیت باد و ... |
|
+ نگاشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386گاه 15:34 توسط حسین |
|
|
آیا اگر کسی گنهکار شد دیگرراه بازگشت ندارد
آیا اگر راه بازگشت بود توان برگشتن را دارد آیا بازگشت یعنی همان گناه را برعکس انجام بدهد یک گنهکار چه باید بکند، چگونه وجدان خود را آسوده کند، با فراموشی آیا فراموش کردن ما را تشویق به تکرار نمی کند چه باید کرد ساقیا می را لبالب کن که من یک گنه کردم به صد اه و فغان شاید این می ها که من نوشش کنم در فرج اید فراموشش کنم |
|
+ نگاشته شده در
چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386گاه 17:35 توسط حسین |
|
|
قال قاهر العدو، یعسوب الدین، امیر المومنین، علی ع :
الدنیا راس کل خطیئه |
|
+ نگاشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386گاه 15:9 توسط حسین |
|
|
اول تو ببخش كه يار اولي
من از همه دوستان عذر مي خوام بي وفايي از من بود با وفايي از شما عذر اين رفيق نيمه راه رو قبول كنيد باور كنيد مشكلات به من امان و مجال نمي دهند من از همتون معذرت مي خوام و شرمنده ام به اميد روزي كه هيچ بنده اي مشكل نداشته باشه ياحق ما به اين در نه بي حشمت و جاه آمده ايم از بى حادثه اينجا به بناه آمده ايم |
|
+ نگاشته شده در
شنبه نهم تیر 1386گاه 19:2 توسط حسین |
|
|
سلام علیک بنت نبی
سلام علیک یاس علی سلام علیک مام دو عین سلام علیک عشق حسین نگارنده از خلقتش قصد داشت هدف وانهاد و به خلقت نگاشت که من اول و آخر و خالقم فقط من به این کار ها لایقم به اول قدم باید عشق آفرید ولی باید اول عنانش برید برای بریدن به دست عنان به خلقت نمود عقل را اینچنان ولی قبل عقل و ولی قبل لذ فراهم نموده منی بهر حظ بفرمود بعدا که عشقش ولی است بلا شک و شبهه عقلش نبی است نبوت میان و ولایت جدار به این دو بداده به من اختیار بگفتا که خلقت برای ولی است بگفتا ولی خود برای نبی است سخن در بیان سبب منجلی است بگفتا نبی هم برای زکی است از این گفت و گفتار ربانیش به ما داده الگو به ارزانیش خوب امید وارم حضرت زهرا س خوشش بیاد به هر حال ما مامور وظیفه ایم نه مامور به نتیجه و امید وارم شما دوستان هم در غم اهل بیت اون حال و لذت واقعی رو بچشید همونیکه نمی دونم چه جوریه ولی دلم بی قراره چشیدنشه. فعلا........................ . |
|
+ نگاشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386گاه 11:9 توسط حسین |
|
|
سلام
اگر نبودم نیامدم مرا ببخشید داشتم در مزرعه دنیا زراعت می کردم و توشه ای برای آخرت خویش فراهم می آوردم سرشت مرد با کار گره خورده و سرشت را نمی شود کاری کرد حال اگر مامور هم که باشی، معذوری در هر صورت معذرت معذرت معذرت. آمدم که باشم ان شاء الله |
|
+ نگاشته شده در
دوشنبه هفتم خرداد 1386گاه 10:18 توسط حسین |
|
|
صولتي دارد قم از درياي جود
عمه سادات را مهمان نمود بر كران بي كران عاشقان صبر و ايمان ارمغان آورده بود خواهري عاشق تر از پروانه ها سوي دلبر راه را كج كرده بود از جفاي مردمان بي وفا سوي شهر قم پناه آورده بود ليك اين عمر گرانمايه شب است طاقت خورشيد را ناورده بود خواست از بهر رضا زائر شود كاز بد ايام نارو خورده بود با اينكه همين الان همش رو سرودم ولي دلم راضي نشد گفتم چند كلمه اي هم با شما بگم . قم يك شهر مذهبي است كه به بركت حضور عمه سادات نوراني شده است؛ يك باب بهشت از اينجا باز مي شود. تعداد هجده نفر از ياران امام نجات دهنده بشر از قم هستند و بسياري از اتفاقت و توفيقاتي مثل مركز علمي عالم تشيع شدن كه افتخار عظيمي براي اين شهر مبارك است اما امروز روزي است كه قم از ديروز بعد ازظهر مدام هوايش گرفته بود مدام آسمان زمين قم را تر مي كرد تا از داغي غمش بكاهد آه اي رحمت الهي تو مي باريدي و من مي دانستم چرا تو مي ناليدي ومن مي شنيدم خدايا تو را شكر كه حضرت معصومه اين بانوي پر شهامت و استقامت الگوي زنان ايران است نمي دانم فقط محزونم و محزونم و محزونم |
|
+ نگاشته شده در
شنبه هشتم اردیبهشت 1386گاه 13:13 توسط حسین |
|
|
نخستین گلبرگ نامه کمد |
| درباره وبم |
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر بر آید گفتم ابالفضلی ام گفتا دروغ گویی گفتم دلم شکستی گفتا مقدر آید گفتم که دور گشتم از رهگذار کویت گفتا بکن دعایی تا آنکه رهبر آید |
| کمد موضوعی |
|
دفتر گناه خاطره ايها الشهيد بارض طوس عشق رسم عشق من منم! توچي؟ قصه جالب از من من آدم نمي شم دوستت دارم يك سه بيتي جالب از خودم |
|
RSS
|